از هم گسیخته

خواهد آمد. مرگ، چشمان تو را خواهد داشت.

احساس کش اومدن و کشیده شدن و آزردگی میکنم زمان داره با سرعت میره جلو و من رو همراه خودش میکشه دارم باهاش میرم اما همچان سر جای خودم هستم هم اونجام هم اینجا اینجا گذشته نیست اینجا دقیقا همینجاست همین حالاست شایدم گذشته‌س اما نمیدونم زمان داره کجا میره کشیدگی و له شدگی و شل شدگی نمیدونم چطوری توضیحش بدم حالم خوب نیست توان کاما و نقطه و اسپیس و مرتب بودن رو ندارم حتی هین جمله‌ها رو هم به زور مینویسم سخت نگیرید