
از دور که نگاه کنی، من هیچوقت تنها نبودم. از نزدیک اما داستان چیز دیگهای بود. یکی گفت اگر تنهایی رو دوست داری یعنی به اندازهی کافی تنها نبودی، و چقدر راست میگفت. امیدوارم با نوشتن آدمهایی رو پیدا کنم که شبیه خودم هستن تا شاید تنهایی رنگ ببازه.
راستی
تو از این تنهایی خسته نشدی؟
و این منم
زنی تنها
در آستانهی فصلی سرد
در ابتدای درک هستی آلودهی زمین
و یأس ساده و غمناک آسمان
و ناتوانی این دستهای سیمانی
