از هم گسیخته

خواهد آمد. مرگ، چشمان تو را خواهد داشت.

و این منم، زنی تنها.

از دور که نگاه کنی، من هیچ‌وقت تنها نبودم. از نزدیک اما داستان چیز دیگه‌ای بود. یکی گفت اگر تنهایی رو دوست داری یعنی به اندازه‌ی کافی تنها نبودی، و چقدر راست می‌گفت. امیدوارم با نوشتن آدم‌هایی رو پیدا کنم که شبیه خودم هستن تا شاید تنهایی رنگ ببازه.

راستی

تو از این تنهایی خسته نشدی؟

 

و این منم

زنی تنها

در آستانه‌ی فصلی سرد

در ابتدای درک هستی آلوده‌ی زمین

و یأس ساده و غمناک آسمان

و ناتوانی این دستهای سیمانی