دوباره جمعه
سورمه | 21:48 1405/5/16 | 12 پسندوقتی میبینی چشماشون خستهست وقتی صداشون بیجونه وقتی صورتشون غمگینه وقتی حالشون خوب نیست همهی این وقتا واضح میبینی که چجوری دارن زجر میکشن و کاری ازت ساخته نیست میبینی آدمایی که برات عزیزن دارن از درد متلاشی میشن و تو نمیتونی هیچ کمکی بکنی تو خودت یکی از عوامل دردی مردنت اذیتشون میکنه و زنده بودنت هیچ کمکی نمیکنه فرار میکنی و قایم میشی توی حباب کوچولوت تا غمشون رو نبینی اما حباب برای ترکیدن ساخته شده هرکاری که بکنی نمیتونی از واقعیت فرار کنی تو نمیتونی کاری برای از بین بردن دردشون بکنی تو نمیتونی نجاتشون بدی چطوری میتونی شاد باشی وقتی پارههای وجودت لبخندهای واقعی رو فراموش کردن