اجازه میدی گریه کنم؟
سورمه | 04:02 1404/12/27 | 10 نظر | 33 پسندمیخوام گریه کنم بهم اجازه میدی؟ میذاری مثل یه بچهی کوچیک پشت تخت قایم بشم و اشک بریزم؟ میخوام زانوهامو جمع کنم توی شکمم سرم رو بذارم روشون موهام بریزه روی صورتم و گریه کنم. اجازه میدی مثل یه بچه بهت نیاز داشته باشم؟ یه بچه که وقتی میترسه توی بغلت قایم بشه. یه بچه که وقتی خسته شده سرش رو بذاره روی پاهات. دستت رو میکشی روی موهام؟ میذاری کنارت ضعیف باشم؟ میذاری خودم باشم؟ اجازه میدی توی بغلت خونریزی کنم؟ وقتی دستات خونی شد پسم نمیزنی؟ از من بدت نمیاد؟ اجازه بده توی بغلت گریه کنم. زخمام رو پاک کن و ببند. اجازه بده صورتم رو بذارم کف دستت. آخه دارم یخ میزنم. دستای تو گرمه؟ اشکام رو پاک میکنی؟ اگه بند نیومد دعوام نمیکنی؟ میتونی با من مهربون باشی؟ میشه دستام رو بگیری؟ راه رو گم کردم. تو پیدام میکنی؟ وقتی میترسم برام قصه میخونی؟ اگه چیزی رو بلد نبودم دعوان نکن باشه؟ بغلم کن. بذار یه بچهی ضعیف باشم. تو از من مراقبت کن.