اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد
سورمه | 00:04 1405/5/4 | 2 نظر | 8 پسند
Twenty-Five Twenty-One
ه گفت حالا که بیست و یک ساله شدی باید عاشق یه پسر بیست و پنج ساله بشی و من با گریه جواب دادم که با این منطق الان باید از یه پسر بیست و پنج ساله جدا میشدم. قرار بود قبل از تولدم 2521 رو ریواچ کنم که خب همون بهتر که وقت نشد وگرنه غصهی اونم اضافه میشد. گریه میکردم چون نیم ساعت قبلش آقای حافظ فرموده بودن بیا تا گل برافشانیم و حالا یهو یه دفترچه و گردنبد آبی با طرح گل جلوم بود. یکی نرگس و اون یکی هم از یادم مبر. کوچیک و عزیز و خوشگل و آبی؛ اما آخه من سردمه و جای گرما و آفتابگردونها خالی میمونه همیشه. :)