از هم گسیخته

خواهد آمد. مرگ، چشمان تو را خواهد داشت.

"خِرخِر که می‌کنم، دست و پا که می‌زنم، روی تخت بیمارستان یا کف خیابان، جان که دارم می‌دهم، تنم را که می‌گردانند رو به قبله، صافات که برایم می‌خوانند، آن وقت‌ها تو کجایی؟"