از هم گسیخته

خواهد آمد. مرگ، چشمان تو را خواهد داشت.

𓆜

چشمام بسته‌س. صداشون رو می‌شنوم. ماهی کوچولو مرده. دلم نمی‌خواد از اتاق برم بیرون. دلم نمی‌خواد جنازه‌ش رو ببینم. نه مال من بود و نه ماهی‌ها رو دوست دارم؛ ولی دلم نمی‌خواد امروز با مرگ رو به رو بشم. تحملم کم شده. وقتی همیشه تحت فشار باشی و حتی اگر شده سینه‌خیز دووم بیاری، به یه جایی می‌رسی که یه جسم کوچیک قرمز می‌تونه ضربه‌ی آخر رو بزنه. مردنش هم تقصیر ماست. اگر آزاد بود این اتفاق نمی‌افتاد.