یه وقتایی واسه بیدار موندن انگشتای زخمیم رو میگرفتم زیر آب سرد یه وقتایی هم آب جوش و قهوه میریختم روشون چون حقش رو نداشتم حق خوابیدن حق آروم شدن حق خندیدن و راحت بودن
و احتمالا حق وجود داشتن
یه وقتایی واسه بیدار موندن انگشتای زخمیم رو میگرفتم زیر آب سرد یه وقتایی هم آب جوش و قهوه میریختم روشون چون حقش رو نداشتم حق خوابیدن حق آروم شدن حق خندیدن و راحت بودن
و احتمالا حق وجود داشتن